پراكاتيسي نوشته شد و متنهاي لاتيني گالوس دو استراهُف حاوي بسياري نامهاي گياهان به زبان چك است.
ولي در زمينهٴ ديني بود كه زبان پيروز شد. توماس اشتيتني عقايد كلامي و احساسات پرشور قديس اوگوستين، قديس بُناوِنتور و قديسه بيرگيتا را در دسترس مردم چك قرار داد. تحت رهبري ماتياس يانو شور تازهاي پديد آمد و در زمان يان هوس به اوج خود رسيد. شهادت هوس در سال 1415 به مردم چك، دين و زبانشان تقدس بخشيد. واوْرينِك برِزُوا رنجهاي مردم را گزارش كرد.
بوهميا از جانب محافظهكاري توسط كشيشان لاتيني با غرب اروپا در تبادلنظر بود و از جانب آزاديخواهي توسط ويكليفيان. بهعلاوه آن بوهميايي، همسر اول ريچارد دوم آنچه را كه از دستش برميآمد براي ارتباط معنوي ميان سرزمين مادري و ميهن دومش انجام داد، ولي بدبختانه در سال 1394 در بيست و هشت سالگي از بيماري طاعون مرد.
ادبيات روسي در مقايسه با ادبيات چك در اين عصر بسيار ضعيف بود. الكساندر زاير، گرتينوس و ايگناتيوس اسمولنسكي شرح سفر زيارتيشان را نوشتند.
قديميترين دستور زبان اسلاويايي در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم در صربستان بهوجود آمد.
اين دستور زبان براي برآوردن نيازهاي بلغارها و بنابراين نيازهاي روسها تنظيم شد. قسطنطنين حكيم (يا نحوي) كه در خدمت استفان لازارِويج، فرمانرواي صربستان (فرمانروايي 1389 ـ 1427) بود، نخستين دستور زبان اسلاويايي را تأليف كرد، كه موٴلفش معلوم است.
15. ارمني
زبان مقدس ارمني بيشتر بهوسيلهٴ مدافعان كليساي ارمني به كار ميرفت، همچنين بهوسيلهٴ نوكيشان كاتوليكي كه ميكوشيدند هموطنان خود را به آيين كاتوليكي درآورند. معروفترين نويسندهٴ كاتوليكي ايوان گُلوديك بود، كه تفسيري بر
كتاب مقدس و شرحهايي بر آثار ديونوسيوس اريوباغي و پدروي آراگوني (راهب دومينيكي از زماني نامعلوم) نوشت.
ارمنياني كه به كليساي خودشان وفادار ماندند، يعني تودهٴ اصلي مردم توانستند به موٴلفان برجستهاي افتخار كنند كه غالبشان متكلم و مفسر
كتاب مقدس بودند. ولي شاعراني چون آراكل سونيكي هم در ميانشان وجود داشت. در اينجا كافي است نامي ببريم از ايوان اُردُني، گريگور تاتِف، گئورگ اِرسِنگي، گريگور اَخلاطي، توماس آلوويدي. آخري تاريخ تيمور را به زبان ارمني نوشت، كه مقايسهٴ آن با گزارشهاي فارسي، عربي و غربي جالب خواهد بود.
در اينجا باز بايد اشارهاي بكنيم به واژهنامهٴ ارمني ـ لاتيني موجود در كتابخانهٴ مخيتاريست وين كه احتمالاً متعلق به اوايل سدهٴ پانزدهم است.